عرصه‏ ی حضور بسیج خیلی وسیع‏ تر از عرصه‏ ی نظامی است. اینی که من بارها گفتم و تکرار می کنم که نباید بسیج را یک نهاد نظامی به حساب آورد، تعارف نیست؛ بلکه حقیقت قضیه این است. بسیج عرصه‏ ی جهاد است، نه قتال. قتال یک گوشه‏ای از جهاد است. جهاد یعنی حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان؛ این می‏ شود جهاد. لذا «جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فی سبیل اللَّه»؛ جهاد با نفس، جهاد با مال. جهاد با نفس کجاست؟ فقط به این است که توی میدان جنگ برویم و جانمان را کف دست بگیریم؛ نه، یکی از انواع جهاد با نفس هم این است که شما شب تا صبح را روی یک پروژه‏ ی تحقیقاتی صرف کنید و گذر ساعات را نفهمید. جهاد با نفس این است که از تفریحتان بزنید، از آسایش جسمانیتان بزنید، از فلان کار پرپول و پردرآمد- به قول فرنگی‏ ها پول‏ساز- بزنید و تو این محیط علمی و تحقیقی و پژوهشی صرف وقت کنید تا یک حقیقت زنده‏ ی علمی را به دست بیاورید و مثل دسته‏ ی گل به جامعه‏ تان تقدیم کنید؛ جهاد با نفس این است. یک قسمت کوچکی هم جهاد با مال است.
پس عرصه‏ ی بسیج یک عرصه‏ ی عمومی است؛ نه مختص یک قشر است، نه مختص یک بخشی از بخشهای جغرافیائی کشور است، نه مختص یک زمانی دونِ زمان دیگری است؛ نه مختص یک عرصه‏ ای دون عرصه‏ ی دیگری است. در همه‏ ی جاها، در همه‏ ی مکانها، در همه‏ ی زمانها، در همه‏ ی عرصه‏ ها و در همه‏ ی قشرها، این وجود دارد. این معنای بسیج است.