تحلیل نامه خانم مصطفوی به رهبر معظم انقلاب
بسمه تعالی
پس از اعلام اسامی احراز صلاحیت شدگان انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان، کاندیداهای رد صلاحیت شده واکنش های متفاوتی نشان دادند تعداد بسیاری به رای شورای محترم نگهبان احترام گذاشته و آن را پذیرفتند تعدادی اعتراض در قالب قانون را خط مشی خود اعلام کردند و عده ای هم کما فی السابق سکوت کردند،سکوتی که همواره نشانگر حرف های فرو خفته ای بوده است که نه از زبان ساکتین بلکه از زبانِ زبان های ساکتین سربرآورده و اعلام موضع میکنند. عدم تأیید صلاحیت جناب هاشمی از آن قماش سکوت هایی را در بر داشت که قدما آن را آرامش پیش از طوفان می خوانند البته طوفان برای کسی که بتواند طوفان به پا کند، نه آنان که امروز در عرصه های سیاسی با قدرت فوتی از صحنه خارج می شوند.
در این میان نامۀ دختر حضرت امام (ره)جای تأمل بسیار دارد، زهرا مصطفوی در نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب از رد صلاحیت جناب هاشمی انتقاد می کند و مطالبی را عنوان مینماید که جای بحث بسیار دارد اگرچه ایشان در نامه نگاری پیش از انتخابات از بعضی ها تبعیت نکرده و با سلام نامه را آغاز میکند اما جمله به جمله نامه کوتاه ایشان در بر دارندۀ الفاظ ،طعنه هاو کنایه های عجیب و غریبی به اصول انقلاب است. اینک به بررسی دقیق این نامه می پردازیم:
متن نامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم مقام معظم رهبری حضرت آیت اله العظمی آقای خامنه ای مدظله العالی
با عرض سلام و ارادت کامل،
همان روزی که تأئید امام بر رهبری حضرتعالی را از زبان ایشان شنیدم و همواره آن نظریه را در مواقع لازم بیان کرده ام تأئید صلاحیت برادر آقای هاشمی را هم شنیدم زیرا امام بعد از نام جنابعالی نام ایشان را هم ذکر کردند. خوشبختانه و به حق حضرتعالی مورد رأی خبرگان قرار گرفتید ، لذا لزومی نمیدیدم تا ذکری در این مورد از ایشان به میان آورم. اما متاسفانه امروز که می بینم شورای نگهبان دست به رد صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری زده است، خواهرانه تذکر می دهم که این کار هیچ معنایی جز فاصله انداختن بین دو یار امام و بی توجهی به شوق و اقبالی که مردم کوچه و خیابان به نظام و انتخابات پیدا کرده است ندارد.
من مدعی نیستم که آقای هاشمی امروزی همان فرد دیروزی است زیرا این تغییرات در تک تک مردم در گذر زمان رخ داده است «وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» اما جدا شدن تدریجی شما از هم بزرگترین لطمه ایست که به انقلاب و نظام وارد میشود چنانچه امام همیشه میفرمودند: این دو وقتی با هم باشند خوبند.
خواهشمند است در این امر مهم دخالت فرمائید و نگذارید که یک حرکت همه تلاشها را خراب کند و نشان دهید که چرا امام میفرمود : « ولایت فقیه برای آن است که نگذارد هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند و ولایت فقیه می خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد » خواهش میکنم فلسفه وجودی ولایت مطلقه فقیه را یک بار دیگر عینّیت ببخشید اطمینان دارم که این درخواست زبان حال بسیاری از دلسوزان نظام است که نگران وضع ایران اسلامی هستند و دلشان برای شنیدن طنین وحدت و همدلی در این کشور می تپد.
اما سوالاتی که از مطالعۀ این نامه به ذهن میرسد.
سرکار خانم زهرا مصطفوی:
1. شما که هستید که از چنین موضعی سخن میگویید و اصولاً چه کسی شما را مخاطب قرار داده است که این چنین نامه را آغاز میکنید.
2. اگر امام (ره)، رهبریِ مقام معظم رهبری را تأیید کرده اند به سبب امر ولایت امام (ره) این یک حکم محسوب می شود نه یک نظریه و شما و همۀ امت اسلامی موظف به اطاعت از حضرت امام (ره) بودید و وقتی امام(ره) بر رهبری حضرت آقا مهر تأیید زدند گمان نمی شود دیگر جای خالی برای ولایت مانده باشد و صرفاً صلاحیت جناب هاشمی از ناحیۀ امام به واسطۀ ولایت حضرت آیت الله خامنه ای تأیید می گردد.
3. باز هم سؤال می شود که شما در چه مقامی هستید که ادعا می کنید در صورت لزوم به خبرگان ملت تذکر می دادید.
4. منظور حضرت عالی از عنوان لفظ خواهرانه آن هم خطاب به مقام ولایت که در برابر آن مقام، قطره ای از اقیانوس امت بیش نیستید چه بوده است آیا خود را فراتر از امت میدانید و یا احساس می کنید به واسطۀ اینکه فرزند رهبر کبیر انقلاب اسلامی هستید مقامی فوق مقام سایر ملت دارید.
5. مخاطب شما از تذکری که می دهید چه کسی است رهبر معظم انقلاب؟یا خبرگان؟یا شورای نگهبان؟یا ملت ایران؟
6. در کجای قانون اساسی که حضرت امام (ره) تأکید بسیار ویژه ای بر اجرای دقیق آن داشته اند آمده است که شورای نگهبان موظف است به جای بررسی صلاحیت کاندیدا بر اساس معیارهای تعریف شده در قانون اساسی، به قرابت کاندیدا با امام(ره) یا مقام معظم رهبری اهمیت داده و یا شوق و اقبال مردم کوچه و خیابان را ملاک تأیید یا رد صلاحیت آن کاندیدا قرار دهند.
7. آیه ای که در ارتباط با تغییر انسان در گذر زمان عنوان کردید در خوشبینانه ترین حالت نشان دهندۀ عدم توانایی کنترل هوای نفس برای انسان است حال اگر جناب هاشمی را مصداق این آیه بدانیم کما اینکه خودتان نوشته اید، ایشان به دلیل عدم توانایی در کنترل هوای نفس خود از مقام رجل مذهبی ساقط گردیده و اصل الاصول شاخص های لازم برای تأیید صلاحیت را از دست خواهد داد.
8. و اما نوشته اید جداشدن تدریجی رهبری و جناب هاشمی بزرگترین لطمه به انقلاب است، امیدواریم از خاطرتان نرفته باشد که امام(ره) فرموده بودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد،عملاً ثابت می شود که ولی فقیه از کسی جدا نمی شود بلکه این امتند که در صورت توجه با هوای نفس از خط ولایت فاصله میگیرند،اگر جمله شما را در جمله پدر بزرگوارتان معنا کنیم جناب هاشمی از خط ولایت فاصله گرفته اند و موظفند خود را به راه حقیقی و تبعیت از رهبر معظم انقلاب باز گردانند.
9. حضرت امام (ره) زمانی فرمودند اگر آقای خامنه ای و جناب هاشمی با هم باشند خوبند ، که هنوز رابطه این دو رابطۀ ولی و مطیع نبود چه بسا که در تئوری ولایت فقیه تنها امام و امت مطرح است و هیچ وابستگی از ناحیه امام به امت وجود ندارد الّا در بحث مقبولیت که جامعۀ خبرگان به آن هویت میبخشند پس عنوان این جمله از حضرت امام(ره) در حال حاضر می تواند دو مفهوم داشته باشد یا عنوان کنید که ولی فقیه خوب نیست و یا آنکه عنوان کنید هاشمی برتر از رهبری است که در هر دو صورت عدم تمکین شما به اصول انقلاب و قانون اساسی را طبق فتوای حضرت امام(ره) نمایان خواهد کرد.
10. آیا منظور حضرت عالی از عنوان عبارت{یک حرکت} همان انجام وظیفه قانون شورای نگهبان است ، اگر چنین است این حرکت که به لحاظ قانونی صاحب هویت است کدام تلاش ها را خراب کرده است که شما از خراب شدن آن احساس نگرانی میکنید اما به فرض نامۀ شما رهبری از آن اطلاع ندارد و یا احساس خطر نمیکند.
11. عنوان جملۀ حضرت امام(ره) در ارتباط با ولایت فقیه جلوگیری از هرج و مرج و دیکتاتوری چه ارتباطی با حرکت قانونمند و ساختار یافته در قالب نظام اسلامی توسط شورای نگهبانی دارد که فقهای آن مستقیماً از ناحیه رهبر معظم انقلاب انتخاب می شوند.
12. فلسفۀ وجودی ولایت مطلقۀ فقیه توسط ولی فقیه تشخیص داده می شود یا حضرتعالی ؟ که جهت عینیت بخشیدن به آن حاضرید به ولی خود تذکر بدهید اگر مقام شما در حد تذکر ولی فقیه بود قطعاً درجه ولایت فقیه به شما نسبت داده میشد پس هنگامی که جامعه اسلامی محوریتی با عنوان ولی فقیه دارد نشانگر این است که به واسطۀ دستور صریح اسلام و قرآن احدی حق ندارد به این مقام تذکر دهد مگر خود شایستگی رسیدن به آن مقام را داشته باشد علاوه بر اینکه سایر شرایط ولی فقیه را داشته باشد.
آنچه از این نامه استنباط میشود نوعی شانتاژ عقیدتی سیاسی برای بر هم زدن تعادل نظام جهت اجرای صحیح انتخابات و تلاش برخی برای آماده سازی بستری جهت شکل دادن فتنه ای درون اصولی است که بازیگران آن با مظلوم نمایی،پنهان کاری و بعضاً نفاق سازمان یافته به آتش زیر خاکستر باقی مانده از فتنۀ 88 دامن می زنند و در تلاشند این دو فتنه را به هم متصل نموده و نظام را با یک چالش طولانی مدت درگیر نمایند، از این نامه ها و اظهارنظرها بویی به مشام نمیرسد جز بوی روز های اول جنگ جمل. مراقب باشید در دام شیاطین گرفتار نشوید والسلام.