پاسخ اين پرسش که چگونه مي‌شود گريه براي سيدالشهدا اين همه اثر داشته باشد يا زيارت سيدالشهدا از حج و عمره بالاتر باشد اين است که اينها از آثار عشق به حسين است که اين عشق جلوه‌اي از عشق به خداست. يا از ابتدا به عشق خداست و در عشق به امام حسين عليه‌السلام ظهور پيدا کرده، و يا همين عشق موجب شده که انسان با خدا ارتباط پيدا کند، اما هر گريه‌اي در هر جايي با هر رقتي باشد اين اثر را ندارد. ما اصل اين مطلب را بايد بپذيريم سعي کنيم معرفت ‌و محبت‌؛ و عشق‌مان را به سيدالشهدا از آن جهت که بنده عزيز خداست تقويت کنيم. آن وقت اين امر خود به خود باعث مي‌شود که در سايه زيارت و علاقه به سيدالشهدا و بردن نام و گريه و عزاداري کردن براي ايشان محبت ما به خدا زياد بشود و اصل سعادت هم همين ارتباط با خداست. همه چيزهاي ديگر به اين عنوان در دستگاه ارزشي الهي معني پيدا مي‌کند و عشق به سيدالشهدا چون بهترين راه براي ارتباط با خداست ارزشش از همه چيز بيشتر است.
سعي کنيم ان‌شاءالله از برکات اين رحمت واسعه الهي - که در اين عالم بزرگ‌راه رحمتي از اين وسيع‌تر پرحجم‌تر و پرجاذبه‌تر سراغ نداريم- استفاده کنيم. يکي از برکات اين رحمت الهي همين انقلابي است که در عالم بي‌نظير است و اين همه برکات به واسطه آن جاري شده، آن‌چه کشور ما را از آن ذلت نوکري آمريکا، به اين عزت رسانده همه به برکت نام سيدالشهداست. اگر نام امام حسين عليه‌السلام نبود ـ به فرمايش امام اگر محرم و صفر نبود ـ هرگز اين انقلاب پيروز نمي‌شد. دليلش هم اين است که اين راه است که مي‌تواند عواطف انساني را در جهت خدا سوق بدهد؛ هيچ راه ديگري مثل اين راه نيست. هيچ عبادتي چنين اثري ندارد که قلب انسان را به طرف خدا تحريک کند، و همه ارزش‌هاي ما از اين‌جا سرچشمه مي‌گيرد که رفتار ما، دل ما، عشق ما، علاقه ما و توجهات ما به طرف خداي متعال منعطف شود. چون اين راه بهترين راه براي اين ارتباط است ارزشش از همه چيز ديگر بيشتر است. يک زيارتش، گاهي اثر يک سلامش مي‌تواند از سال‌ها عبادت‌، عبادت ديگراني که امام حسين را نشناختند بيشتر باشد. کساني هستند که سال‌ها غرق گناهان نگفتني بودند ولي عشق امام حسين باعث نجاتشان شد و در سايه آن‌ها ديگران هم نجات پيدا کردند.