غزل طنز حسین ایمانی به مناسبت عید فطر
خبر رسیده به ما از ستاد استهلال
نموده رو به سوی ما هلال عشق و حال
به جای هر چه نخوردیم و عقده شد... فردا
قرار ِ کلّه و ُ پاچه خوشا بر این اقبال
هوا هوای شکم دوستیُّ و بد مستی ست
دوباره در طلب خوردنم تمام سال
دوباره خاتمه ی خوردنم شود دلدرد
نبات می خورم و بر شکم ببندم شال
نمی کنم نفسی از کریم یاد چرا ؟!
دوباره ربِّ من روسیاه شهوت و مال
از انتظار فقط ذکر العجل بلدم
نشان منتظرش نیست غیر قیل و قال
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 2:13 توسط عمار
|